کشف پیامی رمزگذاری شده در نامه خداحافظی یک دختر یتیم، خواهرش را به دنیای تاریک جاسوسی سایبری میکشاند؛ جایی که تنها راه نجات، اعتماد به خطرناکترین هکر شهر است.
برای مطالعه بخشی از کتاب ،فایل زیر را دانولد کنید
kheymeh.PDF
«حرفها که کنار هم قرار میگرفتند تنها یک جمله معنا پیدا میکرد: «نجاتم بده!» حس میکردم از یک کابوس بیدار شدهام. مرد یا زنی که لباس عروسکی تدی به تن کرده بود، سیگاری آتش زده و آن را به سمت دهان عروسک برد؛ مانند کسی که از قبر برخاسته باشد. حتی دیگر گریه هم نمیکردم، تنها یک صدا در سرم میپیچید: «خواهرم دزدیده شده!» و این آدمک عروسکی توانسته بود با خواندن نامه، کد مخفی الیسا را کشف کند.»
۲.
«همه چیز شبیه یک کابوس مطلق بود. آسمان گرفتهی لندن امشب شبیه به واقعهی مقابلم ترسناک و دلگیر بود. دیدههایم را باور نمیکردم و هنوز از شوک کد مخفی پیام الیسا خارج نشده بودم که دهها ماشین در خیابان مقابلم به هم کوبیده شدند و عجیبترین تصادف زنجیرهای عمرم را شاهد شدم و حالا از درون عروسک تدی عجیب، مردی شبیه به افسانههای یونانی بیرون زده و در مقابل تمامی اسلحهها ایستاده بود.»
ترسا ویلسون، دختر جوانی که در یک مزون لباس عروس کار میکند و رویای ساختن زندگی امنی برای خود و خواهر کوچکش را در سر دارد، با تماسی هولناک از یتیمخانه روبرو میشود: خواهرش، الیسا، ناپدید شده است. ترسا که باور ندارد خواهرش او را رها کرده باشد، خود را به یتیمخانه میرساند و با نامهای مواجه میشود که بوی خداحافظی میدهد. اما ماجرا زمانی پیچیده میشود که ترسا در خیابان با مردی مرموز در لباس عروسکی روبرو میشود؛ یک هکر تحت تعقیب بینالمللی معروف به «شاهماهی» که کدی مخفی را در نامه الیسا برای ترسا آشکار میکند: «نجاتم بده». پای ترسا ناخواسته به پروندهای امنیتی و کلان باز میشود که در آن مأموران MI6 و هکرهای خطرناک نقش دارند. در حالی که شهر در آشوب حملات سایبری میسوزد، ترسا باید با کمک کارن بلکوود، مأمور پرونده، راز ناپدید شدن خواهرش را در میان دروغهای مسئولین یتیمخانه و سکوت ترسناک شاهماهی کشف کند. آیا الیسا تنها یک قربانی است یا مهرهای در یک بازی بسیار بزرگتر؟
دیدگاه خود را بنویسید