وقتی به دنیا آمدم ..
از دنیا متنفر بودم.
میخواستم گریه کنم...
کودک پنج سالهای با مادرش در پارک مشغول بازی بود...
با او برخورد کردم، بغضم ترکید.
- از دفترچه خاطرات بمب اتم-
وقتی به دنیا آمدم ..
از دنیا متنفر بودم.
میخواستم گریه کنم...
کودک پنج سالهای با مادرش در پارک مشغول بازی بود...
با او برخورد کردم، بغضم ترکید.
- از دفترچه خاطرات بمب اتم-
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
shoghl.PDF
دیدگاه خود را بنویسید