سبد خرید
{{item.title}} {{item.subtitle}}
{{item.total|number}} تومان
حذف
سبد خرید شما خالی است.

رازهای شبانه من

از {{model.count}}
300,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

زنی که حافظه‌اش را از دست داده، با خواندن دفترچه خاطراتش در عمارتی متروک، پی به جنایات عاشقانه‌ی گذشته‌ی خود می‌برد؛ گذشته‌ای که اکنون زنده شده و قصد نابودی‌اش را دارد.

محصولات مرتبط

تارا تابنده، زنی چهل و دو ساله و متمول، با ذهنی خالی از هرگونه خاطره در خیابان‌های یک شهر ساحلی به هوش می‌آید. پس از کش و قوس‌های فراوان و بازگشت به عمارت قدیمی و موروثی‌اش که در همسایگی دلهره‌آور یک گورستان قرار دارد، امید دارد تا آرامش از دست رفته را بازیابد؛ اما دیوارهای خانه رازهای شومی را در خود پنهان کرده‌اند. تارا که با کابوس‌های زنده و توهمات شنیداری دست‌وپنج نرم می‌کند، به طور اتفاقی در اتاق زیر شیروانی دفترچه خاطراتی قدیمی با دست‌خط خودش پیدا می‌کند. با خواندن هر صفحه، پرده از حقیقتی تکان‌دهنده برداشته می‌شود: روایتی از یک عشق ممنوعه، وسواسی جنون‌آمیز نسبت به پسری به نام ارشیا که همچون فرزند خود بزرگ کرده بود، و دسیسه‌هایی که برای حفظ او چیده است. حال با ظهور سایه‌هایی که قصد جانش را دارند و حضور مرموز پسر گورکن که ادعا می‌کند حقیقت را می‌داند، تارا باید پیش از آنکه جنون او را ببلعد، دریابد که آیا قربانی یک توطئه است یا هیولایی که خود خلق کرده، برای انتقام بازگشته است.

برای مطالعه بخشی از کتاب، فایل زیر را دانلود کنید

razshaba10.PDF

تکه اول: رویارویی با وحشت در پشت پنجره

«تارا، پنجره رو باز کن تا بهت بگم چه اتفاقی برات افتاده. من می‌دونم چرا فراموشی گرفتی. می‌دونم چرا اون روز تو پیاده‌رو پیدا شدی...»

چشمانم آن‌قدر گشاد شده‌اند که مطمئنم اگر جلویشان را نگیرم از حدقه بیرون می‌زنند. خدایا چه کار کنم؟ نکند باز هم برایم دامی پهن کرده باشد؟ ... اگر مالک واقعاً چیزی بداند که بر همگان پوشیده است، چه؟ ... دلم را به دریا می‌زنم و جلوتر می‌روم:

«بگو مالک، تو رو خدا بگو و راحتم کن. من چم شده؟ چرا فراموشی گرفتم؟»

صدای زمزمه‌وار مالک هنوز ضعیف است: «آخه طاقت شنیدنش رو نداری... چون کاری که کردی خارج از تصوره.»




تکه دوم: کشف دفترچه ممنوعه

«این یک دفتر خاطرات است... یک ساعتی می‌شود که خاطراتم را مرور می‌کنم... ناگهان صدایی از ته انبار می‌شنوم. دفترچه را می‌بندم و گوش می‌دهم. کسی آنجاست؟ هیچ‌کس پاسخ نمی‌دهد... فکر کنم دارم به جایی می‌رسم که منتظرش بودم...

اینجا رو گوش کن: "امروز ارشیا قابلمه‌ی آش نذری رو برگردوند روی زمین. من و عزیز هم با ترکه افتادیم به جونش. انقدر زدیمش که همه‌ی تنش سیاه و کبود شد."

... هرچه به ضمیر ناخودآگاهم رجوع می‌کنم هیچ حس بدی نسبت به این بچه نمی‌یابم. یعنی من سادیسم داشتم؟ یک روانی کودک‌آزار؟»

نویسنده
مهرداد مراد
شابک
9786009807222
نوبت چاپ
اول
سال انتشار
1400
قطع
رقعی
تعداد صفحات
264 صفحه
نوع جلد
نرم
تیراژ
500 جلد
میزان فروش تا کنون
500 جلد

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...