سبد خرید
{{item.title}} {{item.subtitle}}
{{item.total|number}} تومان
حذف
سبد خرید شما خالی است.

کویر

از {{model.count}}
800,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

تلاش جسورانه‌ی یک دختر عکاس برای شکارِ پرتره‌ی نوازنده‌ای مرموز و منزوی، او را به مسیر کشفِ رازهای نهفته در پسِ نگاهی می‌کشاند که بوی عشق و اندوهی کهنه می‌دهد.

محصولات مرتبط

صهبا وفادار، دانشجوی سرزنده و جسور رشته‌ی عکاسی، دنیا را از دریچه‌ی لنز دوربینش متفاوت از دیگران می‌بیند. او که در میان جمعی از دوستان هنرمند و شاعرپیشه احاطه شده، برخلاف آن‌ها که درگیر شور و شیدایی‌های عاشقانه هستند، تمام تمرکزش را بر ثبت لحظات ناب و شکار سوژه‌های بکر گذاشته است. اما روزمرگی‌های دانشگاهی او با دیدن چهره‌ای خاص روی نیمکت دانشکده دگرگون می‌شود: جاوید ملکان، دانشجوی موسیقی با ظاهری مغرور، چشمانی به رنگ قهوه‌ای سوخته و هدفونی که او را از هیاهوی جهان جدا کرده است.

صهبا که مسحورِ «میمیک» و حسِ نهفته در صورت این مردِ مرموز شده، تصمیم می‌گیرد به هر قیمتی او را راضی کند تا مدل پروژه‌ی عکاسی‌اش شود؛ پروژه‌ای که نامش را «موسیقی در طبیعت» می‌گذارد. اما جاوید، مردی کم‌حرف، غمگین و گریزپاست که به سادگی تن به این همکاری نمی‌دهد. پافشاری صهبا برای ورود به خلوتِ جاوید و ثبت پرتره‌ی او، آغازی می‌شود برای کنار رفتن پرده‌های بی‌تفاوتی و مواجهه با احساساتی که در عمقِ نگاهِ تلخِ این نوازنده پنهان شده است. آیا صهبا می‌تواند قفلِ سکوتِ جاوید را بشکند، یا خود در قابِ نگاهِ گیرای او گرفتار خواهد شد؟

تکه اول: 

«بدون خجالت به صورتش چشم می‌دوزم و او هم به رقابتِ نگاهم می‌آید و هر دو تا می‌توانیم نگاه می‌کنیم. چشم‌هایش قهوه‌ای است؛ مطمئنم. یک قهوه‌ای کاملاً سوخته. رنگی که نقاشش تا توانسته، مداد قهوه‌ای تراشیده و روی رنگ قبلی کشیده تا به دلخواهش برسد؛ به همان تیرگی مد‌نظر تا ببینده آن‌قدر دقت کند و در آخر بپرسد: «چشمان شما چه رنگی دارد؟» اما منی که چشمان خودم دقیقاً همین رنگ را دارند، سؤال نمی‌پرسم و تنها می‌گویم قهوه‌ای هم رنگ جذابی برای چشمان یک مرد به حساب می‌آید!»



تکه دوم: 

«ستاره عقیده داشت هیچ موجودی به بقای دیگری کمک نمی‌کند و ما انسان‌ها عادت داریم به نابودی. می‌گفت طبق برنامه و یا اتفاق، آخر دنیا و انسان‌هایش به مرگ ختم می‌شود و اصلی به اسم جاودانگی وجود ندارد. همان شب رضا جواب ستاره را داد که درخت شاید، آدم‌ها هم همین‌طور، ولی عشق هیچ‌وقت نمی‌میرد؛ حتی در آخرالزمان و قیامتی که انتظارش را می‌کشیم عشق می‌ماند. می‌گفت حتی خدا هم پای عشقش می‌لرزد و می‌بخشد. انسان با گناه شیرین عشق به هبوط رسیده و عشق اصل‌ترین اصل جاودانگی است.»

نویسندگان
نگار حمیدی مقدم. مریم موسوی
شابک
9786226543293‬‬
قطع
رقعی
نوع جلد
نرم(شومیز)
تعداد صفحات
712
سال انتشار
1404
تیراژ
100 جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
100 جلد

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...